زنان در عرصه ی کسب و کار - معرفی یک کتاب

اسم کتاب هست: مردانه بازی کن، زنانه پیروز باش – گیل ایوانز / ترجمه ویدا اسلامیه

در مورد موفقیت زنان در کار هست، ولی به نظرم کلاً توی زندگی روزمره قابل تعمیمه :-)

 هرگاه سخن از الگو به میان می آید خود را زنی خوش اقبال می یابم. من با این اعتقاد بزرگ شدم که زنها می توانند از عهده هر کاری بربیایند و این اعتقاد میراثی است که مادرم برایم به جا گذاشته است. مادرم در ظاهر مانند هر زن سنتی دیگری بود. او خانه دار و شهرک نشین بود، تمام وقتش را صرف امور خانه میکرد و تابع وضعیت شغلی پدرم بود. اما در تمام آن دوران پیامی را به من القا میکرد و آن این بود که هر زنی مسئول زندگی خویش است و باید به بهترین صورت ممکن از زندگی خود بهره جوید.

.....

مادرم در دهه ی 1920 مدیر فروشگاه های زنجیره ای کلاه های زنانه بود اما پس از ازدواج از شغلش کناره گیری کرد. با این حال هیچ گاه رانندگی برای معلولان [که داوطلبانه انجام میداد] را کنار نگذاشت و اعتماد به نفسش را از دست نداد. او در تمام عمر همواره دو اندرز را به من القا میکرد. اول اینکه باید زن خوب و شایسته ای باشم و دوم اینکه میتوانم به هر جا که میخواهم برستم.

....

چندی پیش در کنفرانس کوچکی در میان زنهای شاغل صحبت کردم. بعد از سخنرانی زنها یکی پس از دیگری به سراغم آمدند و از من راهنمایی خواستند. در چنین مواقعی همیشه این اتفاق پیش می آید: من صحبت میکنم، گوش میکنم و هر بار همان حرف های همیشگی را میشنوم: "درمانده شده ام"، "خشمگینم"، "سررشته ی کار را گم کرده ام"، "گیر افتاده ام" و ... هر بار همه زنها میگویند که تا اینجای کار را پیش برده اند اما دیگر به بن بست رسیده اند.

یکی از زنها گفت که معاون یکی از پانصد شرکت صدر آمریکایی است و بیست سال از آغاز کارش در شرکت میگذرد. در چهار سال اخیر دو عنوان پرطمطراق گرفته اما اختیاراتش هیچ تغییری نکرده... او احساس میکرد به بن بست رسیده است. من از او پرسیدم آیا خواسته ات را به روشنی بیان کرده ای؟ آیا اقدامی کرده ای؟ و او جواب منفی داد... به او گفتم باید اقدامی بکند ... و گفت: هیچ سر در نمی آورم! آنها میدانند چقدر خوب کار میکنم پس چرا حقم را به من نمیدهند؟

با این طرز فکر او بی تردید بازنده این بازی است!

اگر هنگام شروع یک بازی قواعد آن را ندانید نمیدانید چطور باید بازی کنید...

نکته مهم این است که اکثر زنها در عرصه کسب و کار وضعیت نامساعدی دارند. ما ناچار میشویم حدس بزنیم، فی البداهه کاری را انجام دهیم یا بلوف بزنیم ....

مردها چه میکنند؟ شاید بگویید آنها هم دستور بازی را نمیخوانند! حق با شماست. آنها نیازی به این کار ندارند تفکر مردانه این بازی را اختراع کرده است! گمان نکنید که آنها به عمد زنها را نادیده گرفته اند یا عقاید زنها را نمی پسندیده اند. در واقع هنگامیکه فرهنگ کسب و کار در حال شکل گیری بوده هیچ زنی در این زمینه فعالیت نمی کرده است. چون زنها حضور نداشتن مردها به تنهایی قواعد بازی را نوشتند (در جای دیگری به شروع شاغل شدن زنان در کارهای مردانه به دلیل کمبود نیروی کاری و تاریخچه کار زنان اشاره کرده).

....

عده زیادی از زنان در بازار کار پراکنده شده اند اما همچون درختان روی کوه که هر چه بالا و بالاتر میرویم از تعدادشان کاسته میشود هرچه به حیطه ریاست نزدیکتر میشویم تعداد زنها نیز کمتر میشود و در عرصه ریاست هیچ زنی به چشم نمیخورد...

به طور کلی مدیران زن به ازای هر یک دلاری که نصیب مدیران مرد میشود تنها 68 سنت دریافت میکنند ....

یک زن چه میتواند و چه باید بکند؟ اگر مردان و زنان با غرایز مشابهی به دنیا آمده بودند و با شرایط مشابهی پرورش میافتند پاسخگویی به این پرسش آسان بود. اما چنین نیست....

(در بررسی تفاوت زن و مرد) من دو  پسر و یک دختر دارم و آنها را در محیطی عاری از تبعیض جنسی بزرگ کرده ام. از همان ابتدا توانستم تفاوتهای ناشی از جنسیت آنها را از هم تشخیص دهم. برای مثال شیرخوردن آنها را مقایسه میکنم. دو پسرم شبیه هم بودند. آنها آنقدر میمکیدند تا شکمشان پر میشد. سپس آروغ میزدند، ادرار میکردند و به سرعت به خواب میرفتند. شیر دادن به آنها کاری سریع و بی دردسر بود و سریع به پایان میرسید. رفتار دخترم به گونه دیگری بود. او کمی شیر میخورد. چشم هایش را میبست. بعد بدنم را لمس میکرد، دستش را جلو می آورد، جست و جو میکرد، دوباره شیرمیخورد، استراحت میکرد، میکوشید چشم هایش را باز کند ... دوباره ....  از همان ابتدا مشخص بود که مشتاق است به نوعی با من روابط اجتماعی برقرار کند. میخواست بداند من چه کسی هستم و خودش کجاست. اما پسرها فقط میخواستند شکمشان را سیر کنند (یه جای دیگه  تو فصل بعد در مورد این قضیه توضیح میده که مردها میخوان به موفقیت برسن و این براشون لذت میاره در موقع کار کردن... یعنی فقط به هدف و موفقیت فکر میکنن در حالیکه زنها به جزئیات دیگه ای اهمیت میدن).

نحوه تربیت نیز بر تفاوت های جنسیتی تأثیر خاص خود را دارد...

مهم این است که بدانیم پسرها و دخترها از نخستین سالهای کودکی با مجموعه مقررات متفاوتی بازی میکنند. مقررات بازی تجارت را مردها تعیین کرده اند و زنها فقط کوشیده اند در میدان رقابت به خوبی پیش روند. به همین دلیل موفقیت زنها در گرو آشنایی با این مقررات است. هیچ یک از اینها به معنای خوبی یا بدی کار مردها نیست....

نمیتوان منکر این شد که جامعه ما میان زن و مرد یک مرز کاری قایل شده است. بر طبق شواهد تاریخی هر جنسیتی به انجام کار خاصی تمایل داشته و مقررات آن را تعیین کرده. اما اخیراً این مرز در حال فروپاشی است چرا که هر دو جنس به فکر توسعه مرزهای سنتی افتاده اند . چه در محل کار و چه در خانه.

برای مثال امروزه بسیاری از مردها در خانه میمانند و به پرورش بچه ها میپردازند. در فرهنگ ما نحوه تربیت فرزندان یک نظام زن-ساخته است. دستور العمل های این کار به دست زنها نوشته شده است. شاید اگر در تربیت فرزندان، مردان نقشی فراتر از تأثیر گذاری داشته باشند تربیت فرزندانمان عالی شود... به همان ترتیب اگر زنها نیز نقش مهمتری در عرصه کسب و کار داشته باشند شرکت های سالم تری داشته باشیم.

...

اگر میخواهید در بازی تجارت شرکت داشته باشید باید بدانید که مردها و زن ها در  این بازی از چه قواعدی پیروی میکنند. آگاهی از قواعد بازی به منزله پیروی از آنها نیست. حتی اگر در نهایت به این نتیجه برسید که بازی خودتان را بیافرینید باید زمین بازی را به خوبی بشناسید. اگر ندانید چطور در زمین بازی کنید بازی هیچ گاه منصفانه نخواهد بود.

 

هر کی به اینجا رسید یه کامنت بذاره! :)) - ستاد بررسی میزان حوصله ی مردم در خواندن زردالو نوشته

/ 6 نظر / 29 بازدید
آبیجان

رانندگی برای معلولان.... دارم فکر میکنم چه با حال باید باشه ... حس خوبی میده اگر هنگام شروع یک بازی قواعد آن را ندانید نمیدانید چطور باید بازی کنید... بیا ببوسمت اینجا :* همچون درختان روی کوه که هر چه بالا و بالاتر میرویم از تعدادشان کاسته میشود... چی راست گفته چی شیر خوردنشون جالبه :) خوب الان اصلا فکر نکن دلم خواست شیر دهی رو تست کنم رو چندتا بچه D: شاید اگر در تربیت فرزندان، مردان نقشی فراتر از تأثیر گذاری داشته باشند تربیت فرزندانمان عالی شود... خوب من چی بگم .. یعنی تا کی باید عمر کرد که چنین چیزی رو دید ... چی حرفی گفته ها .. فکر کنم که سیب زمینی کلا بچه یه زر بزنه پرتش کنه از طبقه هشتم پایین :)) من که کلا تو زمین نیستم .. خیلی هنر کنم از سیب زمینی حقوق بگیرم تازه باید کلی با جدیت کار کنم D: آقا ما تا اینجا خوندیم .. الان کامنت بزاریم ؟! :)

آمد

اين چيزي كه در حيطه بازار كار زنان گفته شد بايد بگم كه در جامعه ما نمود پيدا نمي كنه .چون بدور از عرق ملي داشتن بايد بگم كه جامعه ايران جامعه ايست كه تك تك به جاي گروه گروه مي خواهند موفق باشن و خدا نكند به خاطر نوع جامعه مردسالاري زني پله هاي ترقي را طي كند ناخحواسته زير پا را خالي ميكنند .پس اين نوشته زمان طولاني اي در پيش دارد كه در جامعه ايران نمود پيدا كند .البته اميدوارم زود زود باشد .

نیلو

آخی دارم تصورت میکنم وقتی دبستان بودی و پشت دار قالی می نشستی [بغل] بعله. اینجوریاست: آنها میدانند چقدر خوب کار میکنم پس چرا حقم را به من نمیدهند؟؟؟ راستی منم جایزه میخوام. بعله

مهدیه

سلام دوست جون آره کتابه را به منم نشون دادی یادمه :) فکر کنم باید بخونمش راستی شادی بی سبب داره میره ... دیدی؟ راستی این ویدئو مال خیلی وقت پیشه شاید دیده باشی. من تازه دیدم. قشنگه: http://www.mediafire.com/download/njmwnzorzyz/WeAreTheWorld-USAForAfrica-Upload-By-Phantom_Knight.mkv

مهدیه

سلام مجدد :)) این نظر صرفا پیامی به ستاد بررسی میزان حوصله ی مردم در خواندن زردالو نوشته است و ارزش دیگری ندارد. :))

aytak

یه قسمتاییشو قبول دارم و یه جاهایی هم فکر میکنم زنها کلا به شرایطی که دارن قانع میشن! حداقل تو جامعه ی ما... من خودمو با همکلاسیای پسرم مقایسه میکنم مثلا اگه بیماری جلسه درمان خصوصی بگیره 20 تومن بده من راضیم ولی پسرا از همون بیمار شاید تا 50 تومنم راضضی نشن ... شاید اینم به خاطر نوع تربیتمون بوده...از اول تو گوشمون میخونن درامد مرد باید بالاتر از زن باشه یا مقام مرد بالاتر باشه...فکر کنم خیلی جاها قواعد بازی رو هم میدونیم ولی باز قانع میشیم...همیشه میگیم از هیچی که بهتره شاید مردها رو هم ما تربیت کردیم که اینطور برخورد کنن و نتونیم جواب تلاشمون رو از میدان بازی که قواعدش رو اونا تعیین کردن بگیریم