من امروز بعد از سالها که به خاطر نداشتن وقت یا پول هر بار بیخیال کلاس ویولن رفتنم شده بودم قرار بود دوباره شروعش کنم.

کلاسم ساعت 5 بود (چون زودترش من برام مناسب نبود) ولی منشی آموزشگاه گفته بود استثنائاً چهار و نیم اونجا باشم و جلسه های بعد رو با استاد هماهنگ کنم.

خوشحال و خندان 4:20 رسیدم آموزشگاه و منشی محترم گفت خانوم دیر اومدین استاد رفتن هیپنوتیزم

من گفتم خانوووووووووم به من گفتین 4:30 اینجا باشم ده دقیقه هم زود رسیدم. گفت ئه حواسم نبوده حالا از دفعه دیگه باید 4 بیای! تلفنم که نکردی بهت بگم.

من خیلی عصبانی پرسیدم که من باید تلفن میزدم؟؟ من زنگ هم زده بودم برای پرسیدن اینکه باید کتاب بخرم یا نه. گفتین نه جلسه اول استاد بهتون میگه چی بخرید.

گفت اوا ببخشید اشتباه از من بوده و تلفن زدی همکارم بوده و ... حالا بیا برات حاضری بزنم لااقل برات غیبت محسوب نشه ( چون بیش از سه جلسه غیبت حذف میشه کلاس).

آموزشگاه خیلی خیلی شلوغ بود و همه با منشی گروه کار داشتن (یه جایی شبیه دانشکده ست که مدرک هم میده و دانشجو داره). خلاصه من به خانومه گفتم باید چیکار کنم حالا؟ هی عذرخواهی کرد و گفت دفعه دیگه 4 بیا و ...

الآن من چیکار کنم؟ اولین چیز اینه که به استاد درس میگم من اومدم ولی منشی اشتباه کرد و جلسه رو از دست دادم. و میگم که من اگه نیام زنگ میزنم حتماً و استادمو منتظر نمیذارم! ولی آخه با این منشی چیکار کنم من؟؟؟ برم رئیسو پیدا کنم شکایت کنم مثلاً؟ چون جلسه م رو گفت نمیشه برگردوند. احتمالاً استاد موافقت کنه خودش برام جبران کنه. ولی چرا باید یکی دیگه بی ملاحظه باشه دو تای دیگه جریمه بدن؟

چند وقت پیش هم توی مترو 5 هزار تومن دادم به مسئول بلیت فروشی که یه دونه بلیت بخرم. 1000 تومن پس داد. گفتم من پنجی دادم به شما. گفت نه! دویی دادی. من یه لحظه کیفمو نگاه کردم و گفتم نه. من اصلاً فکر نمیکنم دویی داده باشم. یه لبخندی زد و گفت دیدی خودتم شک داری. انگار که مچ گرفته باشه. خیلی عصبانی شدم گفتم من نمیدونم من پنجی دادم باید پس بدی بقیه پولمو. اونم جیغ و داد کرد که من باید از جیب بذارم و ... دیگه خلاصه خیلی رفت رو اعصاب. دیگه آخر گفتم خانوم من مطمئنم پنجی دادم ولی شما نمیخوای پس بدی نده. و رفتم. اونم هی از تو کیوسک داد زد که خانوم برگرد و اینا... منم رفتم. خیلی هم تریپ مذهبی بود و چادر و صلوات شمار و ... پشیمون شدم که ازش نگرفتم چون مطمئن بودم ولی اون لحظه به خاطر یه مسئله دیگه هم ناراحت بودم و ترجیح دادم ادامه ندم.

الآن که این اتفاق افتاد دارم میبینم که یه سری آدما به خاطر حواس پرتی های کوچیک خیلی راحت عذر خواهی میکنن و انتظار دارن تو خیلی خوشحال و خندان بهش بگی باشه خانومم اشکالی نداره. ولی این راه درستش نیست. مسئله فقط پول نیست. مسئله احترامیه که جامعه به همدیگه میگذاریم، مسئله ارزش قائل شدن برای وقت دیگرانه.

* این چیزایی که دوست دارینو حتماً ادامه بدین. وقتی کنار گذاشته میشن انگار یه چیزی تو دل آدم خالیه... خیلی خوشحالم که دوباره قراره برم کلاس. حیف که کلی حالم گرفته شد جلسه اولی. ولی خوب از هفته دیگه شروع میشه :)