من هی یه چیزایی رو اعصابمه. بعدی میام اینجا دربارش مینویسم و غر میزنم. بعدش میگم آخه ملت کم بدبختی دارن که حالا بیان اینجا غرنامه بخونن؟ اما باز به این نتیجه میرسم که بعضی چیزا رو بگم نیشخند

در باب فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی که نکته های زیادی وجود داره. خوبی ها و بدی های زیاد. اما یکیش که به نظر من بوی گندش داره کم کم جامعه رو پر میکنه این مسئله ی ازدواج هست. قوانین نوشته و نانوشته ی ازدواج!

جدای از اینکه ازدواج درسته یا غلط یا چجور ازدواجی درسته یا غلط .... این مسئله ی "قراردادی تحت عنوان ازدواج" خیلی جالبه. خوب ازدواج یه جورایی رسمی کردن و قراردادی کردن رابطه ی یه زن و مرده. این قرارداد توی عقدنامه نوشته میشه و زن و مرد پاشو امضا میکنن (تو سریال "لطفاً دور نزنیم" یادتونه اصغر وقتی داشتن در بهترین وضعیت مسئولیت کلی چیزای خوب بهش میدادن با صبر، سند وکالت رو خوند و گفت "بابام گفته چیزی رو نخونده امضا نکن"؟). عقدنامه ای که فکر میکنم بیشتر تحت قوانین اسلام تنظیم شده و انضماماتی که بیشتر تحت تأثیر فرهنگ و عرف اضافه شده. مدتهاست که رسمه مهریه رو مقدار بالایی سکه یا ملک و خلاصه یه چیز گران قیمت قرار میدن. خیلی وقتها هم داماد خوشخیال با خودش میگه این مهریه رو کی داده و کی گرفته. و عروس هم خوشحاله که جلو فامیل حیثیت و کلاسی درست کرده واسه خودش. درحالیکه چیزی مثل حق طلاق برابر قوانین اسلام برای زن وجود نداره، ماها یه چیزی مثل مهریه رو به قضیه اضافه کردیم که خوشبختی دخترامونو تضمین کنیم! وقتی به کسی میگی حق طلاق چیز مهمیه تو زندگی اغلب طرف این باور رو داره که "حق طلاق دل مرد رو سرد میکنه" و وقتی به دختر میگی آخه درخواست سکه ای که شوهرت توانایی پرداختش رو نداره، اونم به اسم عندالمطالبه، چه منطقی پشتشه میگه که "مهریه دل دختر رو گرم میکنه"... اینو شنیدم که میگما... و از چه افرادی هم :-|

و خلاصه این میشه که دختر طی قراردادی، با مثلاً فلان قدر سکه، خودش رو به مرد از لحاظ کلی از حقوق زندگی واگزار میکنه. حالا بیاین بگین من بدبینم و بد نگاه میکنم. خدائیش چه برداشت دیگه ای میتونین بکنین از این مسئله؟ غیر از اینه که میشینن سر دخترشون چونه میزنن تا اونو به قیمت بالاتری بفروشن؟

کسانی رو دیدم که حتی با به اجرا گذاشتن مهریه سنگین هم نتونستن طلاق دخترشونو بگیرن و بعد از کلی بدبختی و درست کردن حس نفرت، باز دختره برگشته زیر سقف زندگی ای که خراب و ویران شده.

البته این میونا اسکل هایی هم وجود دارند که مهریه رو کم گرفتند و حق طلاق هم نگرفتند. که باید به این قشر به خاطر خوش بینی بیش از حد که فقط میتونه ریشه در جهالت و حماقت داشته باشه تبریک گفت و آرزو کرد که ازدواجشون سرانجام خوبی داشته باشه. چون اینا دیگه اگه به مشکل جدی بخورن رسماً اسیر میشن.

من میدونم قانون ممکنه کمی و کاستی هایی برای زن یا مرد داشته باشه. ولی اینو نباید با یه کار بدتر جبران کرد. من میدونم مثلاً اگه همسر یک زن فوت کنه، ارث کمی به زن میرسه و مثلاً اگه بچه نداشته باشه رسماً از زندگیش پرت میشه بیرون و در این موقع این موقع مهریه هست که از ارث به جا مونده براش میمونه و میتونه از خانواده همسر مطالبه کنه (یه مثال دردناک اینو جدیداً دیدم تو نزدیکانمون برای زن کارمندی که بچه دار نمیشد، اموال به نام شوهرش بود درحالیکه زن هم عمری زحمت کشیده بود و فقط مهریه 5 سکه داشت و همسرش ناگهانی فوت شد).

ولی خدائیش این راهش نیست. کاش اگه دولت فکر درست حسابی نمیکنه، خودمون عاقل باشیم. ازدواج قراردادیه که امضا میکنم پس بیایم آگاهانه بهش نگاه کنیم. با دید مثبت ولی عاقلانه و آگاهانه. همه وقتی ازدواج میکنن خوشحالن، دوست دارن زندگیشون عالی بشه، همه تلاششونو میکنن. کسی دوست نداره زندگیش خراب بشه. ولی این یه اتفاقه. گاهی ازدواج اشتباه، اتفاق میفته. چه بخوایم و چه نخوایم. حتی اگه قبلش خیلی سعی کرده باشیم آگاهانه برخورد کرده باشیم. خیلی چیزا رو تو زندگی دو نفره میشه تجربه کرد که تو فرهنگ ما زندگی دو نفره معمولاً با ازدواج محقق میشه. پس بیایم خوش بین باشیم، ولی عاقل. منصف باشیم، ولی آگاهانه... همینطور که خوشبختی دختر خودمونو میخوایم، خوشبختی پسر مردم رو هم بخوایم و برعکس. اینا قراره با هم و در کنار هم خوشبخت بشن. و اگه یه روزی این زندگی به جای خوبی نرسید، قرار نیست با بدبخت کردن دیگری خودمونو نجات بدیم یا این دید رو داشته باشیم که چیزی این میونه کاسب بشیم... حالا چجوریشو دیگه من نمیدونم. شما که میخوای ازدواج کنی به یه سیستم درستی فکر کن. چون قوانین کشورت و رسوم فرهنگیت چیزای خیلی درست و درمونی نیستند - حداقل با این نگاه یه بررسیشون بکن. اگه به نتیجه رسیدی که عالی هستند، دیگه خود دانی و آگاهانه وارد قضیه شدی.

پایان غرنامه نیشخند